Mobile menu

نگرشی بر روند یکپارچه سازی اراضی کشاورزی و آثار اقتصادی آن بعد از انقلاب اسلامی

چکیده 

 

یکی از مسائل مهمّی که در دهه های اخیر فرا راه کشاورزی ایران قرار داشته شکل پراکندگی و تعدد قطعات زمین ها بوده است. پراکندگی قطعات و کوچکی آن یکی از دشواریها و موانع اصلی در راه افزایش تولید و نهایتا توسعه کشاورزی است. در سال های گذشته تولیدات کشاورزی با رشد جمعیت متناسب نبوده است و از سوی دیگر کوچک بودن واحدهای تولید کشاورزی و پراکندگی آنها تنگناهایی را در کار تولیدات کشاورزی ایجاد کرده است. تنگناهایی چون تجهیز و آماده سازی بستر تولید، انجام امور زیربنایی و استفاده از ماشین آلات، بالا بردن کمی و کیفی محصولات و افزایش راندمان در زمینه های مختلف. کارشناسان و دست اندرکاران کشاورزی در بیشتر موارد راه حل این مسائل را در استفاده از شیوه تعاونی که در جوامع روستایی ایران ریشه دیرینه دارد دانسته اند. طی سه دهه گذشته خصوصا پس از انقلاب تعداد قابل توجهی روستا و مزرعه تحت پوشش این قبیل تعاونی ها قرار گرفته اند.

در این مدت مسؤولان این شرکت ها تجربه هایی اندوخته اند و کشاورزان عضو با نحوه کار این شرکتها آشنایی پیدا کرده اند. اکنون دیگر سخنی از ضروری بودن یا نبودن این نوع تعاونی ها نیست بلکه سخن در این است که چگونه باید باشند. سخن در این است که شرکت های تعاونی تولیدی موجود را به چه نحو می توان فعالتر کرد و تعاونی های جدید را چگونه تشکیل داد.

یکی از مسائل مهمّی که در دهه های اخیر فرا راه کشاورزی ایران قرار داشته مشکل پراکندگی و تعدد قطعات زمین ها بوده است. زمین های زراعی کشور ما در دهها هزار روستای دور از هم پراکنده است. علاوه بر پراکندگی روستاهای کشور در داخل هر روستا نیز زمین کشاورزی به صورت قطعات خرد و دور از هم در سطح بهره برداران تقسیم شده است. این تقسیم بطور متوسط در سطح کشور در مورد هر بهره بردار 77 قطعه بوده که گاهی فاصله بین دو قطعه زمین یک بهره بردار به چند کیلومتر می رسد.

پراکندگی قطعات و کوچکی آن یکی از دشواریها و موانع اصلی در راه افزایش تولید و نهایتا توسعه کشاورزی است. علل و عوامل ایجاد پراکندگی زمین های کشاورزی ریشه در تاریخ نظام ارباب و  رعیتی دارد امّا این نظام علّت و عامل ایجاد آن نیست بلکه عوامل تعین کننده را باید در میان عواملی مانند آب، خاک، نیروی انسانی و... جست وجو کرد. نظام ارباب و رعیتی بر این بستر نقش تشدیدکننده داشته است.

قبل از اجرای قانون اصلاحات ارضی هر چند نسق زارعان به صورت قطعات پراکنده بود امّا روابط ارباب و رعیتی و ترکیب عوامل تولید تا حدّ زیادی جلوی بروز اشکالات ناشی از خردی و پراکندگی زمین های کشاورزی را می گرفت. پس از اجرای قانون اصلاحات ارضی مالکیت های بزرگ به خرده مالکی تبدیل شد. گرایش و اقدام زارعان به «افراز» زمین ها باعث شد که اراضی مزورعی به صورت قطعات کوچک و پراکنده درآیند. پراکندگی و کوچکی قطعات کشاورزی در اتلاف نیروی کار، زمین و آب و همچنین بالا رفتن هزینه های تولید و غیراقتصادی شدن تولیدات کشاورزی سهمی بسزا داشت. با ورود تراکتور و ابزار جدید و کمباین و دروگر به عرصه کشاورزی ایران و از بین رفتن تدریجی گاوکاری و استفاده از نهاده های جدید مسئله پراکندگی قطعات به عنوان مانعی بر سر راه رشد تولید و پیشرفت کشاورزی تجلّی یافت و روزبه روز محسوس تر شد هر چند مسؤلان کشاورزی وقت به فکر چاره افتادند تا این معضل را حل کنند و در زمینه ایجاد شرکت های سهامی زراعی، تعاونی های تولید و کشت و صنعت؛ و بالأخره قطب های کشاورزی با هدف یکپارچه سازی زمین های پراکنده و بوجود آوردن امکان بهره برداری منطقی از زمین و ماشین آلات و آب و شبکه های آبیاری اقداماتی بعمل آورند امّا  متاسفانه به بُعد اجتماعی و انسانی آن توجه کمتری شد و در جهت ترویج و توجیه آن فعالیت زیادی صورت نگرفت و امکان جلب مشارکت واقعی کشاورزان به سوی چنین کاری فراهم نشد.

شرکتهای سهامی زراعی از اواسط دهه چهل و شکرت های تعاونی تولید روستایی از اوایل دهه پنجاه در بخش کشاورزی ظاهر شدند. شرکت های تعاونی تولید روستایی به صورت فعلی خود که در نقاط مختلف کشور مشغول فعالیتند از سال 1351 براساس قانون تعاونی نمودن تولید و یکپارچه ساختن اراضی در حوزه عمل شرکت های تعاونی روستایی به وجود آمد و بتدریج طی سال های بعدی گسترش یافت.

در تشکیل این شرکت ها نحوه عمل به این ترتیب بوده است که پس از پذیرش زارعان ابتدا اراضی متفرق فردفرد آنان به قطعات واحد تبدیل شده و پس از یکپارچه کردن اراضی مربوط به چند زارع، قطعاتی با وسعت و اندازه بین 10 تا 300 هکتار بوجود می آمد. در روی این قطعات یک پارچه، کشاورزان بر حسب تمایل و انتخاب خود گروهی در قالب نظام تعاون تشکیل داده و بر طبق اصول برنامه ریزی شرکت به فعالیت می پرداختند. شرکت کلیه خدمات فنی و نهاده های مورد نیاز گروههای زراعی را تأمین می کرد. به این ترتیب با یکپارچه شدن اراضی، اجرای عملیات زیربنایی نظیر تسطیح اراضی، احداث شبکه های آبیاری و زهکشی جدید و قطعه بندی مزارع به آسانی ممکن شده و امکان انجام عملیات زراعی بصورت مکانیزه فراهم می گردید. طی سال های 1351 تا 1356 جمعا 35 شرکت تعاونی تولید روستایی در نقاط مختلف کشور ایجاد شد و تا سال 1358 در همین رقم باقی ماند. پس از انقلاب از آنجا که در بعضی از نقاط کشور روستاییان عضو این شرکت ها مایل به  انحلال در بعضی از نقاط خواستار ابقای آنها بودند تصمیم مسؤولان بر این قرار گرفت که مستقیما به خود روستاییان رجوع و نظر آنان در این زمینه خواسته شود لذا مجامع عمومی این شرکت ها تشکیل گردید و نظارت اعضا خواسته شد که در نتیجه از 35 شرکت اعضای 19 شرکت رای به ابقاء و 16 شرکت رای به انحلال دادند و این رقم تا سال 1368 ثابت ماند.

مسائل و مشکلات سال های اولیه انقلاب و همچنین جنگ تحمیلی باعث گردید که در زمینه یکپارچه سازی اراضی گرچه همواره در سطح کارشناسان و دست اندرکاران کشاورزی و در سطح ملّی بعنوان مشکل و معضل جدّی در راه رشد و توسعه کشاورزی کشور مطرح می گردید، اقدامات اساسی و مهمّی صورت نگیرد.

در برنامه پنج ساله اوّل جمهوری اسلامی ایران پیش بینی شده بود که حدود یک میلیون هکتار زمین در طول برنامه یکپارچه شود و وزارت کشاورزی می بایستی امکانات لازم را در جهت تسطیح، ایجاد  شبکه های آبیاری و نقشه برداری و مسّاحی زمین ها در اختیار کشاورزان داوطلب قرار دهد.

همچنین براساس پیش بینی برنامه پنج ساله اوّل توسعه اقتصادی و اجتماعی، ایجاد 100 شرکت تعاونی تولید جدید (سالی 20 شرکت) و تقویت شرکت های تعاونی روستایی ابقاء شده موردنظر قرار گرفته بود. با اقدامات انجام شده بوسیله وزارت کشاورزی از سال 1368 تا پاپان سال 1372 یعنی پایان برنامه پنجساله اوّل تعداد شرکت های تعاونی تولید روستایی از 19 شرکت به 1277 شرکت ارتقا  پیدا نمود، یعنی آنچه در برنامه پیش بینی شده بود، محقق گردید. تشکیل شرکت های جدید در مناطق مختلف کشور بدین صورت به مورد اجرا درمی آمد که ابتدا تقاضای تشکیل شرکتها همراه با توافقنامه های آن در اعلام داوطلبی روستاییان از نقاط مختلف کشور به قسمت واحدهای تولید و کشت و صنعت های وزارت کشاورزی ارسال و سپس مراحل قانونی ثبت و مقدمات تشکیل آنها  بتدریج فراهم گردید.

طی برنامه دوّم توسعه اقتصادی و اجتماعی یعنی از سال 1373 تا سال 1377 تعداد شرکت های تعاونی تولید از 127 شرکت به 735 طی برنامه سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی یعنی از سال 1378 تا پایان سال 1381 تعداد شرکت های فوق از 735 به 9455 شرکت ارتقا پیدا نمود.

با توجه به فعالیت های انجام گرفته در زمینه یکپارچه سازی اراضی کشاورزی و تشکیل شرکت های تعاونی تولید بعد از انقلاب اسلامی نتایج حاصل را بطور اجمال می توان در ارتقا تعداد این شرکتها از 19 شرکت به 945 شرکت با زیرپوشش بردن 4590 قریه و مزرعه با مشارکت 252076 نفر کشاورز در حوزه عملی با مساحت 28334233 هکتار بیان نمود.

در حال حاضر 945 شرکت تعاونی تولید در 39 استان کشور تشکیل و 4590 قریه و مزرعه را زیرپوشش خود قرار دارند. استان خراسان با 192 شرکت و استان فارس با 163 شرکت و استان کرمان با 120 شرکت بیشترین رقم شرکت های متشکله را بخود اختصاص داده اند. 

استان کرمان، 1192 روستا و استان فارس، 861 روستا و استان خراسان با 611 روستا به ترتیب بیشترین روستاهای تحت پوشش شرکت های تعاونی تولید را دارا می باشند.

همچنین استان فارس با 48744 عضو و استان خراسان با 46563 عضو و استان کرمان با 33823 عضو بترتیب بیشترین اعضای شرکت های تعاونی تولید را به خود اختصاص داده اند.

استان خراسان با 657721 هکتار و استان فارس با 510668 هکتار و استان کرمان با 311163 هکتار بترتیب بیشترین سطح اراضی تحت پوشش شرکتهای تعاونی تولید را دارا می باشند با توجه به فرهنگ تعاونی که در جوامع روستایی و کشاورزی ایران ریشه دیرینه دارد، چندان به نظر دور نمی رسد که ایجاد و گسترش تعاونی های تولید روستایی بویژه در مناطق مساعد راه حل بسیاری از مسائل کشاورزی کشور باشد. در وهله اوّل به نظر می رسد از طریق تشکیل این تعاونیهای تولید امکان دستیابی به موارد زیر که نقش اساسی در تولید و نهایتارسیدن به خودکفایی دارند  امکان پذیر خواهد بود.

 

متشکل شدن تواناییهای فردی و مادی 

پرورش استعدادهای خلاّق کشاورزی در زمینه های مختلف تولیدی و مدیریت

توزیع عادلانه امکانات موجود و نهاده ها

تسهیل ارائه خدمات فنی ادارات دولتی و نهادهای انقلابی

حداکثر استفاده مطلوب از ماشین آلات و ادوات کشاورزی

کشت یکپارچه

کاهش هزینه های تولید، افزایش میزان تولید و بالا رفتن سطح رفاه تولیدکنندگان

جلب اعتماد کشاورزان به مشارکت در کارهای جمعی

 

با توجه به اینکه در سال های گذشته رشد تولیدات کشاورزی با رشد جمعیت متناسب نبوده است، مسئله تأمین غذا برای جمعیت فعلی و افزایش سالانه جمعیت کشور از منابع داخلی و فراهم آوردن فرصت های کاری و اشتغال حداقل برای نصف افزایش جمعیت سالانه در بخش کشاورزی نیاز به تلاش های عظیم زیربنایی و تغییرات اساسی در ساختار و نظام های بهره برداری و پیوندهای  مستحکم بین منابع آب و خاک و نیروی کار و سرمایه دارد.

اکنون سه دهه از تأسیس و ایجاد شرکت های تعاونی تولید می گذرد خصوصا پس از انقلاب تعداد قابل توجهی روستا و مزرعه تحت پوشش این قبیل تعاونی ها قرار گرفته اند. در این مدت مسؤولان  این شرکت ها تجربه هایی اندوخته اند و کشاورزان عضو تا حدودی با نحوه کار این شرکتها آشنایی پیدا کرده اند. اکنون دیگر سخن از ضروری بودن یا نبودن این نوع تعاونی ها نیست، بلکه سخن در این است که چگونه باید باشند. سخن در این است که شرکت های تعاونی تولید موجود را به چه نحو می توان فعالتر کرد و تعاونی های جدید را چگونه تشکیل داد.

 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه 

 

 

توجه : برای کسب اطلاعات بیشتر و مشارکت در بحث های مربوط به تامین آب جهت تولید گندم تا سال 1404 می توانید توسط پیوند زیر به گروه انسان-آب-غذا ملحق شوید 

https://telegram.me/joinchat/BzL2LD5msMHrZth5auaa-g 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید