Mobile menu
توجه
  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: cifpkAVAIPLEUTEP@valdezmail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: pltdoAVAIPLEUTEP@berrymail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: iaopbAVAIPLEUTEP@vancemail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: stpsrAVAIPLEUTEP@gibsonmail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: sllqxAVAIPLEUTEP@olsenmail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: rynbjAVAIPLEUTEP@ayalamail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: sytqdAVAIPLEUTEP@hillmail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: rlfenAVAIPLEUTEP@spearsmail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: cyzrcAVAIPLEUTEP@daymail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

  • خطای SMTP! دریافت کننده عنوان شده موجود نیست: xueezAVAIPLEUTEP@riveramail.men

    SMTP با مشکل مواجه شدauthentication required

کارگاه آینده پژوهی تأمین آب کشاورزی جهت تولید گندم1395/3/13

عظیمی:  

•  در این مطالعه که از حدود یکسال گذشته آغاز شده ،تلاش کردیم براساس دیدگاه جمعی از فعالان بخش کشاورزی وآب اعم از کشاورزان، محققان و سیاست گذاران در محیط پایگاه اینترنتی www.msfs.ir   و تلگرامی گروه انسان- آب- غذا https://telegram.me/joinchat/BzL2LD5msMHrZth5auaa-g به بررسی چند موضوع بپردازیم و بر اساس آن به ارزیابی سیاستهای تأمین آب و تولید کشاورزی بپردازیم. براساس رویکرد مشارکتی مطالعه ذینفعان موضوع مطالعه در زنجیره مزرعه تا ستاد و در گستره ی ملی هرکدام با تخصص و تجربه ای مرتبط با این موضوع نسبت به موضوع اندیشیده اند و با یک نگاه سیستمی قوی تر به آینده آن حساس تر شده اند .

•  یکی از نتایجی که بارها در مصاحبه ها و مقالات و گفتگوهای جمعی به آن توجه شده است حکایت از ضعف در هماهنگی ذی نفعان اصلی و خصوصا وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو در ایفای نقش تولی گری خود و حکایت از  شدید تر شدن چالش های تأمین آب و تولید کشاورزی به دلیل ورود آنها به حوزه تصدی گری داشته است. این در حالی است که عرصه تأمین آب و یا تولید گندم عرصه ای فراخ و گسترده است و امکانات دولت کفاف لازم را برای این امر نمی دهد. 

•  مواردی گزارش شده که به دلیل دستوری بودن توصیه های دولت و عدم انطباق با شرایط واقعی و عدم اجماع لازم مشکل ایجاد شده و یا اینکه برخی فراتر از حدود قانونی ومشروع درپی منافعی بوده اند که این شرایط را بسیار پیچیده تر نموده است.

•  مسأله از اینجا شکل گرفته که دولت مشارکت لازم را دریک چارچوب قابل قبول با کشاورزان و تشکلهای کشاورزی نداشته و به دلیل گسترده بودن عرصه از عهده نظارت برنیامده و مشکلات به درستی  رصد نشده و پیگیری ومرتفع نشده اند ولذا طرف دولتی که باید وظیفه نظارتی خود را بدرستی انجام می داده بدلیل ورود در حوزه تصدی گری دچارلغزشهای متعدد شده است.

•  برای اینکه یافته های ما در این مدت 10 ماهه در گروه تلگرامی انسان - آب -غذا  جنبه علمی و دقیقتری به خود بگیرد ،پرسشنامه ای طراحی شده و قبلاً خدمت همکاران در گروه تقدیم شده تا با یک پیش زمینه ساختار یافته بتوانیم  ان شاءالله بهترین بهره را از جلسه امروز بگیریم. در واقع این کارگاه به این دلیل برگزارشده است که ارزیابی وقضاوت خبرگان حوزه های آب وکشاورزی فارغ از نگاه صنفی محض وبا نگاه ملی بر یافته های این مطالعه را در موارد فوق داشته باشد. بعد از جمع بندی نتایج این جلسه سعی می کنیم تا در باره سناریوهای آینده تأمین آب برای تولید گندم به بحث بپردازیم.

•  با تشکر از آقای مهندس موسوی نژاد و همکاران عزیزمان در صنف کارهای کشاورزی ملی و استان خراسان رضوی و با تشکر از عزیزانی که از خبرگان کشاورزی استان تهران و خراسان رضوی تشریف آوردند و برای ارتقای بخش کشاورزی عملاً دلسوزی می کنند.

 با اجازه عزیزان پس از ارایه اسلایدها وارد دستور جلسه می شویم . عظیمی -----> ارائه اسلایدها

 

گفتگوی اعضای کارگاه :


farmer68:


 متولی آب وزارت نیرو است و مدیریت مصرف آب با وزارت جهاد کشاورزی است.چرا درباره آینده مصرف آب کشاورزی بحث نمی کنید؟


agri ngo18:

 اطلاعات ما براساس مصاحبه هاواطلاعات فارغ از واقعیت های بخش کشاورزی است. مثلا در ارائه شما عنوان شده که ماده خشک تولید شده کشور بطور متوسط ۳.۵ تن در هکتار است.در حالیکه استان به استان وشهرستان به شهرستان و منطقه به منطقه عملکرد تولید متفاوت هستند .

متأسفانه الآن براساس این اطلاعات یک نسخه واحد برای کل کشور ارائه می دهند. در حالیکه باید مناطق مختلف باید حوزه های ستادی متفاوت داشته باشند .پس دو بحث مهم مطرح است اول اینکه باید آمار و اطلاعات مادقیق و واقعی شوند و مدیریت های تولید کشاورزی منطقه ای شوند ،نه اینکه یک دستور واحد از تهران برای کل کشور ارائه شود. سطوح زیر کشت و ماده خشک تولیدی کشاورزی و یا منابع آب زیرزمینی و سطحی ارائه شده جای ابهام دارند.

آقای عظیمی: 

البته فرمایش شما و جناب آقای کلهر دو مقوله جداست.در مورد شبهه داشتن آمار تولید گندم و بنا به اشاره های برخی دیگر از خبرگان گندمکار ،من با تعدادی از مرتبطین و ذی نفعان اعم از پیشگامان تولید و یا افراد ستادی وزارت خانه مصاحبه کردم که برخی اختلاف آمار را 30درصد ولی نهایت اشکال را تا ۱۰٪ اختلاف تأیید کردند.

دلیل عمده اختلاف آمار را هم  به قراردادهایی ارجاع می دادند که بین دولت و گندمکاران بسته می شود ،در آن قراردادها سطح زیرکشت بنا به اخذ نهاده ها و بیمه محصول ،آمار سطح زیر کشت بیش از مقدار واقعی بیان می شود. البته وارد شدن به این مقوله کار ما را  پیچیده تر می کند  ،لذا الآن مجبوریم براساس آمار رسمی کار را به پیش ببریم و به بررسی عوامل کلیدی تر بپردازیم که شاید همین عوامل بتواند در آینده این معضل را هم به نوعی حل کند.


agri ngo19:

آیا سیاست دولت در مورد تولید گندم تا ۱۴۰۴ ثابت خواهد بود؟ بحث تأمین آب برای تولید گندم یک مقوله است و بحث از ارتقای بهره وری آب تولیدگندم مقوله دیگری است و باید این دو را از هم جداکرد.

 

agri water ngo9:

با توجه به بحث های قبلی در گروه اجتماعی انسان- آب- غذا رویکرد ما درست انتخاب شده چرا که بنا به اهمیت تولید گندم در داخل و ارتباط مشخص مرحله تأمین آب در سفره آب زیر زمینی و رودخانه ها با مرحله تولید گندم ،لاجرم این مقوله ها به صورت مرتبط باهم قابل بحث هستند.


agri water ngo17:

هدف اصلی ما این است که بنابه مصرف گندم کشور تا ۱۴۰۴ ببینیم چه میزان آب برای تولیدگندم لازم داریم.یک جهت این است که با آبخیز داری ،آب به زیرزمین تزریق شود .یک جهت این است که از آب موجود محافظت شود ،یعنی اگر دشت رشتخوار ممنوع است ،چراهمین الآن دارند ۲ تاچاه حفر می کنند؟ این در حالی است که ۱۲ چاه غیر مجاز هم از قبل حفرشده است.برای ما که قانونی چاه زده ایم،کنتور می گذارند وکسی به آنکه غیرقانونی کارکرده ،کاری ندارد. 

یک بخش از فعالیتهای تأمین آب به کاهش ضایعات گندم در مراحل تولید و برداشت و انتقال گندم به بازار مصرف و سفره های مردم برمیگردد. با برآورد بنده با جلوگیری از ۵۰٪ ضایعات گندم ،میتوان تا ۷ میلیون تن گندم ضایع شده را به چرخه تولید و مصرف بازگرداند و در نتیجه مصرف حداقل ۱۱ میلیارد مترمکعب آب را برای تولید اضافه گندم کاهش داد. بخشی از هدر رفت آب در مراحل انتقال آب و معرفی ارقام مناسب گندم برای اقلیم های متفاوت که می تواند به کاهش مصرف آب منجر شود .

آقای عظیمی:

صحبت های آقای چوپان نشان می دهد تأمین آب و نحوه ی رفتار وزارت نیرو در تأمین آن ،در مرحله تولید تأثیر می گذارد. لذا اگر مشارکت بخش کشاورزی درتأمین آب تعریف نشود ، درمرحله تولید با افت تولید و بهره وری آن مواجه می شویم. مثلاً اگر وزارت نیرو تصمیم بگیرد که اجازه برداشت بیش از ۴۰ لیتر برثانیه از چاه ندهد، زارع به سمت کت چه محصولی خواهد رفت؟ اگر قیمت آب بالاتر رود چه اتفاقی می افتد ؟

علاوه براین دیده می شود نکات زیادی هست که رعایت آنها می توانسته برکاهش مصرف آب درمراحل مختلف تولید گندم رخ دهد که نیاز ما را به تأمین آب کاهش دهد. اما سؤال این است که چرا تا الآن این نکات رعایت نشده است؟ وقتی ما به مستندات مراجعه می کنیم می بینیم راهکارهای مشخص برای حل این موارد گزارش شده است اما علت عملیاتی نشدن آنها چیست؟ بنابراین در این جلسه اگر علت العلل این کاستیها پیداشود و نقش ذینفعان در رفع آن بحث شود ونقطه اثر تشکل و کشاورز در آن و مطالبه آن از سایر دستگاههای دولتی بحث شود ،می توان امیدوار بود تا ۱۰ سال آینده از این چالشها عبور کنیم.


agri water ngo17:

درکشور ما کشت ما،برداشت ما،واردات کشاورزی ما سیاسی شده. چرا در در کشور ما برخی وابستگان نهادهای نظامی امنیتی در واردات و صادرات مداخله می کنند؟ ما این سال زراعی رفتیم ازکشاورزان خواهش کردیم کلزا بکارند، حالا که می خواهد وارد بازار شود ، فلان دستگاهی که اصلا ربطی به این موضوع  ندارد، کلزا وارد کرده و تمام محصولات روی دست کشاورز مانده است. حالا ما رفته ایم از دولت خواهش کردیم تا این محصولات را باقیمت تضمینی( پایین ) بخرد .حالا هرکه بیشتر تولید کرده بیشتر متضرر شده است. چرا باید یک دستگاهی در واردات کشاورزی دخالت کند که هیچ ربطی به آن ندارد؟


agri water ngo19: 

اولا گفتن این مطالب وقتی سودمند است که دولت بخواهد از پژوهش شما استفاده کند والا چه فایده دارد؟ ثانیا تولید کشاورزی مثل زنجیره ای از تأمین نهاده های کود و سم و بذر وغیره است تا وقتی بخواهد محصول بدست مصرف کننده برسد و اگر هریک از این حلقه ها پیش بیاید در محصول نهایی مشکل ایجاد می شود،بنابراین تمام این عوامل که شما اشاره کرده اید مهم هستند.

آقای عظیمی: 

در اینجا دو مقوله است اینکه آیا دولت از نتیجه پژوهش بنده استفاده میکند یا نه ؛ (با احترام به مدیران پویا دلسوز  و غیر کلیشه ای )به قوه ی عاقله مدیریتی برخی مرتبطین موضوع در دولت بر میگردد که این را تحت حکمروایی می توانیم بعداً بررسی کنیم. البته این اشکالات به ابعادی عمیق تر در حکمروایی ارتباط پیدا میکند که  فراتر از ضعف ارتباط  ارتباط بین کسب و کار کشاورزی و سیاست گزاران دولتی است و به نحوه ارتباط دو حوزه کسب و کار کشاورزی و سیاست گزاران دولتی با نهاد علم و دانش است. در کشور ما یکی از خلأ های اساسی جزیره ای کار کردن دانشگاه و پژوهش از سیاست گذاری دولتی و عرصه کسب و کار است.

 اما در این پژوهش بنده به عنوان تحقیق دانشگاهی سعی کرده ام بین حوزه سیاست گذاری دولتی و حوزه کسب و کار کشاورزی ارتباط برقرار کنم و بر نقش کشاورز و تشکل کشاورزی در ارزیابی سیاست ها و اولویت بندی آنها و مهمتر از آن نقش تشکل ها در اجرای این سیاست ها بپردازم. یک مقوله دیگر این است که حتی اگر دولت نخواهد که از این پژوهش استفاده کند و یا اینکه نخواهد به تشکل بهای لازم را بدهد آیا کشاورز و تشکل باید سر رشته کار خود را رها کنند؟ این موضوع زندگی و کسب و کار شماست که باید دور هم جمع شوید و برای رونق کار خود برنامه ریزی های جمعی داشته باشید و بر اساس مطالبات قانونی و درست خود از دولت مطالبه کنید .


agri water ngo19 :

روحیات دولت مردان الان با ۲۰ و ۳۰ سال قبل متفاوت شده. آنها نمیگذارند ما مطالبه گر حقوق خودمان باشیم ٬ اگر بخواهیم این کار را بکنیم ما را متفرق میکنند و به اشکال مختلف انسجام ما را به هم میزنند . در رابطه با آب آمدند تشکل آب بران درست کردند و کسانی در آن آمدند که وابستگان وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی  بودند. در دشتی که آب ندارد و اعلام بحرانی کردند دوباره آب آن را به عده ای فروخته اند. چرا پروانه صادر کرده اند اصلا چرا کمیسیون صدور پروانه داریم خود دولت هم برای درآمد خود آمده است آب فروخته است. در این حال که در بحران آب کشاورز را متهم میکنند.


farmer68 :

به نظر بنده ما قوانین خوبی در باره نظام بهره برداری آب داریم. صحبتهایی که آقایان می کنند به این برمی گردد که ظاهراً نظام بهره برداری آب در اینجا (خراسان رضوی) به خوبی جا نیافتاده است. چرا که در اساسنامه نظام بهره برداری آب، به این مسائل پاسخ داده شده است.


agri water ngo20:

بحث های عمیقی وجود دارد، ما یک بخش کل مالک کشاورزی داریم که ۲۰٪بهره برداران را شامل میشود درحالی که هشتاد درصد تولید را دارند اما بهره برداران خرده مالک که هشتاد درصد بهره برداران را شکل داده اند درحالی که بیست درصد تولید کشور را دارند. برای سازماندهی  مسئله در میان این طیف متنوع و متفاوت زمان لازم باید صرف شود.

شما در اسلایدها به آمار مصرف آب کشاورزی اشاره کردید، این آمارهای چه مبنایی دارد؟ چرا در فرآیند تهیه و نصب کنتور های آب یک فرایند درست را طی نمی کنند؟ چرا اول چاه های غیرمجاز را نمی بندند و بعد بیایند برای چاه من که مجوز دارد کنتور نصب کنند؟ نمی شود که غیرمجازان بدون حساب آب برداشت کنند بعد بیایند چاه من را که حقابه رسمی دارم کنترل کنند. فاجعه سد گتوند را شنیده اید؟!  تبخیر آب های پشت سد ها را شنیده اید؟ گویا بنا نیست کسی در مدیریت منابع آب کشور فکر درستی بکند! چرا حکومت های تاریخی ما با مدیریت های درست توانسته اند از آب محدود برای تولید کافی غذا استفاده کنند ولی الان با فناوری های پیشرفته نمیتوانند از حداقل آب به حداکثر تولید برسند؟

 


agri water ngo22:

به نظر من مسائل گفته شده است اما راه حل چیست!؟ الان در استانداری خراسان قائل هستند که با این وضعیت آب نباید گندم تولید شود . یکی از معضلاتی که در این زمینه وجود دارد این است که برنامه ها و سیاست های کشت و خرید تضمینی محصول از تهران برای سایر استان ها اعلام میشود. درحالی که در همین استان پنجاه نوع کیفیت آب و خاک و اقلیم وجود دارد. ضمن اینکه اقدام مثبتی برای اصلاح کیفیت آب و خاک انجام نشده است. الان با توجه به قلیائی شدن آب راندمان آبیاری پایین آمده است. در اینجا هزینه ارتقای سیستم های آبیاری قطره ای هکتاری پنج میلیون تومان هزینه بر می دارد این هزینه برای درآمد حاصل از گندم مقرون به صرفه نیست. 

عظیمی : 

طیفی در کشور هستند که بنا بر ادله خودشان قائلند به اینکه چون آب نیست نباید داخل کشت کرد اما به اعتقاد بنده این طیف یا تمام جوانب موضوع را ندیده اند یا به عوامل موثر بر شکل گیری بحران آب توجه نکرده اند و عوامل بنیادین و موثر بر بهره وری آب را ندیده اند یا نمی خواهند ببینند. درحالی که ادعای ما بر این است که اگر ذی نفعان اصلی از جمله وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی و کشاورز با یک منطق مشخص (که مهم هم هست) به یک میثاق اجتماعی برسند و هر یک مسئولیت خود را در رفع ضعف های خود بپذیرند و اصلاح کنند و عملاً (نه قولاً و روی کاغذ) در مسیر تأمین آب برای تولید کشاورزی به مشارکت پایبند باشند می توان از همین آب موجود هم تولید داخل را مدیریت کنند و هم از این بحران آب عبور کنند.


agri ngo1: 

نظر من با شما متفاوت است. داستانی نقل شده که سربازی در باره دلایل شکست خود در جنگ به فرمانده گفت ما به هزارو یک دلیل شکست خوردیم ، یک دلیل آن نداشتن فشنگ بوده است. فرمانده گفت دلایل دیگر را نمی خواهد بگویی. ذخایر آب ما به آخر رسیده دیگر الان دنبال خودکفایی رفتن معنا ندارد در شهرستان ما بالای شصت درصد بهره برداران در اوج بهره وری خود در بهزراعی و بهنژادی و با بهترین بذر و کود و سم دارند تولید  میکنند. دیگر ظرفیت تولید به حد بالی خود رسیده است.

به نظر من الآن باید یک کار فرهنگی روی کاهش واصلاح مصرف نان داشته باشیم واین کار شدنی است .ما الآن دیگر نمی توانیم خیلی روی ارتقای بهره وری کارکنیم. یا اینکه باید در حوزه سیاست خارجی منعطف تر رفتار کرده و کاری انجام کنیم که محصولاتی که مصرف آب به لحاظ اقتصادی  برای آن مقرون به صرفه باشد. برخی محصولات مثل گندم را تولید کنیم که با هزینه ی بالای سیستم آبیاری تحت فشار تولید شود که توجیه اقتصادی ندارد؟ بگذاریم این محصول وارد شود، برای تولید این محصولات به سمت کشت فراسرزمینی برویم.

آقای عظیمی: 

به نظر می رسد این قول شما برای (به قول آقای فارسی ،  )20درصد کل مالک صادق است نه 80درصد بهره برداران خرده مالک.  آیا همه همکاران با نظر آقای پیام عسکری موافقند که بهره وری آب ما در کشور به اوج خود رسیده است؟ به نظر شما در همه نقاط و همه بهره برداران گندم ،مثلا۸۰٪ کوچک مالکان هم، بهره وری بالاست؟ 

اکثریت جمع : 

خیر بهره وری در اکثر بهره برداران در حد بالانیست.

به نظر بنده در اینجا چند موضوع و معیار دیگر هم مطرح است . جدا از ضرورتهای سیاسی و ضرورت اطمینان بابت دسترسی به تأمین گندم از بازار داخلی برای دولت. اگر این گروه گسترده (خرده مالک گندمکار) کشور کشت گندم نکنند چه بکارند؟ چه محصولی هست که به لحاظ کشت زمستانه بتواند جایگزین آن باشد؟ چه بازاری برای محصولات جایگزین گندم هست؟ چه محصولی باید به جای گندم بکارد که درصدی قابل توجهی از نیاز آبی خود را از باران و در فصل سرما بگیرد ؟چه زمینه ی  اشتغال جایگزینی وجود دارد؟ مگر می توان به همین راحتی انتقال اشتغال داد؟


farmer75:

من 2 سال است که دیگر گندم نمی کارم . ببینید مشکل کلی این است که ما عمدتاً در این سالهای بعد  انقلاب برنامه بلند مدت درستی برای تولید کشاورزی مان نداشته ایم لذا با کوتاه نگری وعجله ،کارهایی انجام داده ایم. یا اصلا برنامه درست نبوده یا در مقطع بعدی دیگرانی که آمده اند آن برنامه را ادامه نداده اند. جای کشاورز در مزرعه است و فکر مدیریت مزرعه است، اما اینکه بخواهد در این جلسات شرکت کند، کاری از پیش نمی رود، چرا که اولا معلوم نیست نتیجه این جلسات کجا منعکس می شود؟ و بعد از طرح آن، آیا کسی به آن عمل خواهد کرد،سوم اینکه کشاورز نمی تواند مدام در این جلسات شرکت کند.

وقتی نظام قیمت گذاری محصولات کشاورزی از جمله گندم  یک مشکل اساسی است، چگونه من باید جوابگوی کارگرها و مخارجم باشم.  مثلاً قیمت چغندر در همه جای کشور یکی است . این چطور می تواند منجر به جلب انگیزه کشاورزان برای ارتقای بهره وری شود. دلال چغندر را به صورت تنی و ارزان از غرب کشور می خرد و تحویل کارخانجات خراسان و با قیمت بالا می فروشد. چون آنجا مجموعه شرایط آب و نبود کارخانه و غیره باعث شده تا در آن منطقه ارزانتر تولید شود . اما در این مسیر سود اصلی به جیب دلال می رود. 

من چرا در جلگه رخ دیگر گندم نمی کارم چون وقتی با نصب کنتور آب من محدود می شود و بعد با قیمت بالاتر به ما آب می دهند، دیگر تولید گندم با این قیمت اعلام شده برای جبران هزینه هایم صرف نمی کند. من چطور باید با گندم تولیدی در غرب کشور رقابت کنم. در حالیکه سایر هزینه های تولید و زندگی به جای خود هست. بنابراین با این سیاست دولت در تأمین آب کشاورزی و قیمت گندم ، تصمیم میگیریم که گندمکاری  را تعطیل کنیم و یا دنبال محصول دیگری برویم. اگر دولت یک سیاست منطقی و قابل قبولی داشته باشد، کشاورز این قدر عقل اقتصادی دارد که بداند چه کار کند و لازم نیست که او را توجیه کنند که چه بکارد و چه نکارد.

farmer76:

بیان مشکلات که قبلاً هم به شکلهای مختلف طرح شده  صرفاً ضرورتی ندارد. ضمن اینکه مسائل حوزه تأمین آب که متولی جداگانه ای دارد با مسائل حوزه مصرف آب که متولی جداگانه ای دارد الآن وزارت جهادکشاورزی چیزی می گوید و وزارت نیرو چیز دیگر می گوید و هیچ وقت هم به نتیجه واحدی نمی رسند. به نظر من باید این دو موضوع را جداگانه بحث کرد تا نتیجه بهتری گرفت. 

عوامل کشت مؤثر بر تولید به صورت زنجیره وار به هم مرتبط هستند مثلاً اگر در ریز مغذی ها مشکل داشته باشیم کل تولید به مشکل برمی خورد. مجموعه مسائل منطقه باعث شده تا الآن خرده مالکان منطقه ما 5 الی 6 هزار هکتار  از کشت پنبه و گندم را به کشت پسته برده اند و اگر صادرات پسته با مشکل مواجه شود همه بدبخت می شوند.

آقای عظیمی:

اولاً ورود ما به این مطالعه یک نگاه بیطرفانه است، نه به معنای نفی اقدامات مثبتی است که تاکنون شده و نه به معنای بستن چشم به اشکالات است. 

ثانیاً به نظر بنده گرچه نگاه جزئی و تخصصی و فنی به بحث تأمین آب و مصرف آب در تولید کشاورزی ،  ارزش خودش را دارد اما نگاه کل گرایانه به موضوع و نگاه به حلقه های تأمین آب تا تولید گندم و آسیب شناسی موضوع در این زنجیره کلان است که باعث می شود موضوعاتی و معایبی آشکار گردد که تا الآن به آن توجه نشده و چه بسا عدم رفع آنها باعث عدم اثربخشی اقدامات جزئی فنی گردد. با توجه به صحبتهایی که خود شما به آن اشاره کردید زنجیره تأمین آب بر زنجیره تقاضای آب در تولید گندم به شدت تأثیر می گذارد اما اینکه حوزه مأموریتی دولتی این دو بخش از هم جدا هستند واقعیتی است که همین نبود مشارکت آنها در عرضه و تقاضای آب ، تولید کشاورزی (گندم) را با مشکل مواجه کرده و در آینده نیز بیشتر خواهد شد. 

ثالثاً  بنا نیست در این مطالعه محدود که با پشتیبانی ضعیف نهادهای موجود چه دولتی و چه غیردولتی انجام می شود ؛ همه پاسخهای مورد انتظار را بگیریم و برای همه مشکلات علاج ارایه دهیم بلکه ما در این مطالعه دو هدف را دنبال می کنیم :

1-هدف اختصاصی : ارایه سناریوهایی از آینده تأمین آب جهت تولید گندم،

2-هدف عمومی : نزدیک کردن نگاه کشاورزان ، تشکلها، جهاد کشاورزی و سازمان آب در قالب یک چارچوب مفهومی علمی و منطقی، نگاه به آینده ،تقویت نگاه سیستمی به محیط ،توجه به زنجیره کلان بجای نگاه تک ساحتی و یک جانبه نگری، در جایی که نحوه تأمین آب در نحوه تولیدگندم تأثیر مستقیم دارد. لذا بر این اساس تلاش داریم تا به ارزیابی مهمترین عوامل مؤثر بر تأمین آب جهت تولید گندم بپردازیم.


agri ngo19:

موضوع اولیه برای کشاورزی کسب درآمد است و تولید گندم موضوع ثانویه است. 


agri ngo19:

درباره عوامل مؤثر بر تأمین آب جهت تولید گندم، به نظر من اقلیم مهمترین عامل تعیین کننده کشت است. که باید توسط مسؤولین دولتی و خبرگان کشاورزی ارزیابی شده و متناسب با بحثهای اقتصادی و فنی کشت به سمت الگوی کشتی برویم که با حداقل آب حداکثر تولید اقتصادی و مناسب را داشته باشیم. غیر ازبحث خرده مالک و کل مالکی که در تولید انبوه مؤثر است، در شهرستان مشهد سه اقلیم متفاوت داریم،  در جلگه رخ تربت حیدریه و سرخس اقلیمهای متفاوت داریم. متوسط بارندگی تربت جام  ۱۶۰ میلی متر است اما سه اقلیم متفاوت دارد. حالا با این سطح متوسط بارندگی در تربت جام و قیمت جهانی گندم، حیف است که این آب را به گندم بدهیم. با این شرایط هر چقدر دولت تلاش کند که در این منطقه گندم کاشته شود این رویه پایدارنخواهد بود. امسال چون بارندگی خوب بود و اکثر جاهایی مانند کرمان، بوشهر و جنوب فارس که عمدتا گندم خیز هم نبودند گندم کاشتند اما با عملکرد گندم ۱.۵ تن در هکتار ، در حالیکه قیمت فروش آن حداکثر ۱۲۰۰ تومان بوده است. این رویه به لحاظ اقتصادی ،منطقی نیست.

جدا از مجموعه تغییرات اقلیمی؛ به دلیل توسعه شهرها و مثلاً مشهد ، کانون گرمایی منطقه افزایش یافته و داریم به سمتی می رویم که دیگر بارندگی جامد(برف) کمتر و کوهها ذخیره برف کمی دارند. مهمتر از همه اینکه توصیه دستوری الگوی کشت پایداری تولید را برهم می زند.

در اروپا می خواستند یارانه گاوداری را 60 درصد کم کنند ، تعیین کردند سالی 12 درصد از یارانه کم می کنند ولی از آن طرف کمک کردند بهره وری تولیدشان بالا برود. در اینجا در حالی که تغییر سیستم آبیاری غرقابی به قطره ای و یا زیرسطحی هزینه بر است و نیاز به سرمایه گذاری در تجهیزات ، آموزش تغذیه مزرعه دارد، اما به این امر توجه درستی نمی شود. زیرساختهای فنی و آموزشی وجود ندارد.

آقای عظیمی: 

می فرمایید که دولت کشت گندم را به دلیل گران بودن استحصال آب و به دلیل کاهش قیمت جهانی گندم به سمت مناطقی انتقال دهد که نیاز آبی خود را از طریق بارش به دست آورند و در مناطقی که با کمبود بارندگی مواجه هستیم ،الگوی کشت را به سمت محصولاتی ببرد که در بازار دارای قیمت رقابتی قابل قبولی برای کشاورز باشد. در این حال است که گسترش آبیاری تحت فشار می تواند  برای کشاورز مقرون به صرف باشد.

به نظر بنده چون بارندگی در بهره وری آب گندم خیلی تأثیر دارد باید کشت گندم را به مناطق سرد و پر باران ببریم تا با قیمتهای جهانی کنونی صرفه اقتصادی بیشتری داشته باشد.


agri ngo19:

کلاً کشت محصولات سفید برگ در مناطق کم باران و مخصوصاً گرمتر صرفه اقتصادی ندارند و باید در این مناطق باید به سمت محصولات سبز برگ برویم. تغییر الگوی کشت پیچیدگیهای زیادی دارد که باید توسط تشکلهای و خبرگان کشاورزی دنبال شود که این امر هم اصلاً دنبال نمی شود و با عدم پایداری مواجه خواهد شد.


agri ngo18:

چون ما در محصولات صادراتی مزیت داریم معمولا کشاورز به سمت محصولاتی می رود که زمینه صادرات آن را داشته باشد، ضمن اینکه به دلیل انگیزه اقتصادی ،  بهره وری آب در این گونه محصولات در بالاترین حد خود می رسد.

آقای عظیمی: 

آیا سازمان جهاد کشاورزی از کشاورزان در باره چگونگی و چیستی کشت استان و قیمت محصولات مورد کشت شما مشورت نمی گیرد؟  

جمع گروه:

خیر ، سازمان جهاد کشاورزی در باره نوع تولید فقط دستوری عمل می کند. 

آقای عظیمی:  

پس بنا به فرمایش آقایان برای کشاورز اولویت اول کسب درآمد است و اگر برای دولت مهم است که گندم را در داخل بکارد، این دولت است که باید سیاست ثابت خود را در اعلام نرخ تضمینی گندم اعلام کند و به تبع آن کشاورز می بیند که با آب موجود و قیمت آب قابل تأمین آن آیا گندم بکارد یا نکارد. پس سیاستگذاری دولت در خرید تضمینی گندم به عنوان مهمترین عامل تصمیم گیری او وارد می شود. 

در حالتی که دولت سیاست خودکفایی را کنار بگذارد (فارق از اینکه این کار در سطح ملی درست است یا اشتباه) یا قیمت تضمینی گندم را متناسب با هزینه ها تغییر ندهد کشاورز به سمت تولید گندم نمی رود. اما به سمت محصولات دیگر می رود.

در این حال مصرف آب متوقف نمی شود اما موضوع آب برای تولید گندم منتفی می شود. مانند حالتی که در دولت قبل اتفاق افتاد و در یک مقطع در اعلام قیمت تضمینی گندم تعلل شد و سطح تولید گندم داخلی پایین آمد.

اما کشاورز در این حال تا جایی که آب در اختیارش باشد به تولید خود ادامه می دهد اگر گندم صرفه کند گندم می کارد و اگر گندم صرفه نکند محصولات دیگری که بتواند با آن آب کسب درآمد کند. 

بنابراین سیاست دولت به عنوان یک ذی نفع؛ مهم است و از طرفی سطح نرخ تضمینی گندم و از طرف دیگر قیمت آب تمام شده برای کشاورز بنا به سیاست وزارت نیرو در کاهش حجم آب و یا افزایش قیمت آب ، هم در کاهش سطح زیرکشت گندم تأثیرگذار است. 

اقلیم هم به عنوان مهمترین عامل  که در تأمین آبی که برای تولید گندم لازم است باید مورد توجه قرارگیرد‌. و  متناسب با این اقلیم به سمت محصولات اقتصادی تر برویم. در اینجا این سؤال مطرح است که محصولات دیگری هم که به جای گندم کشت شوند چون چغندر و غیره نیاز به آب بیشتری برای تولید دارند، پس بنابراین محدودیت آب برای محصولات جایگزین هم وجود خواهد داشت. مگراینکه به سمت کشت محصولات کم آب بر برویم.

در مناطقی که با تنش آبی (بارندگی پایین 200 میلی متر )مواجهند و قیمت تضمینی مناسب( توافقی ) وجود نداشته باشد، کشاورز به سمت کشت محصولات دیگر می روند. در این حال کشاورز یا بنا به سطح دسترسی اقتصادی و فناوری بهره وری آب خود را بالا برده و محصولات مورد نظر خود را تولید کرده و یا با همان سطح بهره وری آب به تولید ادامه داده از منابع آب بیشتری هم برداشت می کند ، این وضعیت تا وقتی ادامه دارد که آب به لحاظ کمی و کیفی وجود داشته باشد و سازمان آب ، آن را با قیمت مورد نظر خود بفروشد و کشاورز هم بنا به نیاز خود آن  آب را بخرد و محصولی را تولید و کسب درآمد کند و .... این روند ادامه خواهد داشت. البته در این حال کشت گندم از الگوی کشت منطقه خارج خواهد شد ... و در آینده هم  منابع آب وارد دوره بحرانی غیر قابل برگشت شده تا تمام شوند. در این حال وزارت نیرو و کشاورز به درآمد خود رسیده اند اما محیط زیست دچار آسیب خواهد شد.

به نظر می رسد یکی از مهمترین راههای برون رفت از این چالش همکاری تشکلها و سازمان آب و جهادکشاورزی است. نظر شما در باره نحوه همکاری و مشارکت سازمان آب و جهاد کشاورزی با کشاورزان و تشکلها در این خصوص چیست؟

 

 water govern4: 

همان گونه که می دانید هر چند ایران عزیز و استان خراسان رضوی با بحران ویرانگر و مرگبار آب روبروست ولی میانگین آب تجدید پذیری که هرسال با بارش; آبخوان های استان را تغذیه می کند و روان آبها را تشکیل می دهد نزدیک 6 میلیارد متر مکعب است و این حجم عظیم; آب کمی نیست.

برای مدیریت بحران آب دراستان در چهارچوب قانون; باید با کمک حاکمیت; تشکل های قانونی و همه مردم اقدامات زیر رخ دهد. حاکمیت یا نظام جمهوری اسلامی" نه دولت" خطوط قرمز بحران آب را تعیین و اعلام کند. 3 قوه مجلس شورای اسلامی; دولت و قوه قضائیه خطوط قرمز را محکم و جدی و بی تعارف و بی کم و کاست اجرا کنند.

خطوط قرمز:
الف. جلوگیری از حفر چاه غیر مجاز. در حوزه های آبریز ممنوع دولت و مردم حق حفر چاه برای برداشت آب بیشتر و یا ساخت سد ندارند.
ب. پر کردن تمام چاه های غیر مجاز
پ. نصب کنتورهای حجمی و تحویل آب به مالکان چاه های مجاز برابر حجم تعیین شده در پروانه های بهره برداری
ت. جلوگیری از برداشت آب غیرمجاز از چاه های مجاز
ث. اضافه بر 3 خط قرمز پررنگ بالا لازم است هرسال متناسب با میانگین بارش و تغذیه آبخوان ها و کاهش سطح آب; دولت" شرکت های آب" با کمک تشکل های قانونی; حجم آب قابل برداشت را تعیین کنند و برای همان سال مجوز برداشت به میزان 75 درصد آن تعیین شود. نباید از حجم تعیین شده اضافه برداشتی صورت گیرد.

خطوط قرمز بالا حاکمیتی است و انحصاری باید در اختیار حاکمیت باشد و اصلا قابل واگذاری به مردم و تشکل های قانونی نیست.


سایر بخش های مدیریتی آب و بازار آب و تعیین نرخ و بهای واقعی آب بایدبه تشکل های قانونی واگذار شود.
اگر آب جدیدی برای شرب و بهداشت یا توسعه صنعت و خدمات لازم باشد دولت حق ندارد با حفر چاه یا ساخت سد برداشت کند. باید حجم آب لازم به تشکل های قانونی مالکان چاه ها اعلام شود و آنها حجم آب لازم را با بهای منطقی از چاه های مجاز یا حقابه رودخانه ها و سدها واگذار کنند.


با اجرای موارد یاد شده; که همه قانونی است و هیچ نیازی به اصلاح یا تغییر قانون هم نیست; حاکمیت; دولت و مردم با قبول مالکیت مردم بر منابع آبی; آب را به درستی و بدون تنش و بحران مدیریت خواهند کرد. این روند 8 هزار سال در ایران و در حال حاضر در همه دنیا بجز ایران و کره شمالی و کوبا انجام می شود. اگر در ایران هم بحران آب از حدود 6 دهه پیش رخداد و هر سال هم بدتر و گسترده تر شد مهم ترین دلایل ریشه ای آن حذف مالکیت و مدیریت مردم بر آب و واگذاری آن به دولت بود. دولت بود که:

1. اینهمه پروانه حفر چاه بیش از ظرفیت آب تجدید پذیر دشت ها صادر کرد.

2. اینهمه سد در دشت های ممنوع و بحرانی بر روی رودخانه هایی که دشت ها را تغذیه می کنند با اعتبارات بسیار سنگین ساخت.

3. دولت بود که مالکیت و مدیریت آب را از مردم گرفت و نتوانست آب را به درستی مدیریت کند و از حفر چاه غیر مجاز و اضافه برداشت از چاه های مجاز جلوگیری کند.

4. دولت بود که بازار آب را با قدمت چند هزار سال از بین برد و آب را رایگان کرد و حتی برای مصرف.بیشتر آن یارانه پرداخت می کند و نمی گذارد بهای واقعی و تمام شده آب از مصرف کننده دریافت شود.

5. مدیریت دولت بر منابع و تولید; در ایران و همه دنیا; ناکارآمد; درگیر کاغذ بازی های اداری; فاسد; همراه با نارضایتی مردم و اتلاف منابع و زمان بوده است. دولت ها هیچگاه تولید کننده و توزیع کننده و فروشنده خوب و موفقی نبوده و نخواهند بود. دولت باید کار خودش را انجام دهد و تصدی گری ها را به مردم واگذار کند. این روح اصل 44 قانون اساسی و پایه و اساس اقتصاد مقاومتی است. در حال حاضر هرچند ریاست محترم.جمهوری و هیات محترم دولت موارد یادشده را کاملا قبول دارند و با بخش نامه های فراوانی بر اجرای آنها تأکید می کنند ولی بدنه دولت حاضر به واگذاری تصدی گری ها به تشکل های قانونی مردمی نیست. این کار یعنی حذف مدیریت های ناکارآمد; رئیس بازی; گرفتن رشوه; پارتی بازی; حقوق های میلیونی; وام های میلیاردی; مسافرت های خارجی غیر ضرور; استفاده خلاف قانون از امکانات دولتی و حذف نارضایتی های گسترده مردمی.

چند درصد مردم باور دارند که برای حل قانونی مشکل شان در ادارات دولتی به رشوه و پارتی و فساد نیازی ندارند؟ این عدد با کمال تأسف کمتر از 10 درصد است. این سوغات و دست آورد مدیریت انحصاری و ناکارآمد اداری با وجود اینهمه نهاد نظارتی از حراست و گزینش و مراکز رسیدگی به شکایت و دیوان محاسبات و سازمان بازرسی و ... است.
تجربه ایران و جهان حکم می کند که" کار مردم را به مردم بسپارید آنها بهتر و پاک تر و ارزانتر و سریعتر از هر دولتی کارشان را انجام خواهند داد.

 

agri water ngo18:

شرکت آب منطقه ای و ملی به هیچ وجه آمادگی واگذاری مسئولیتها ندارند، مدیر آب منطقه ای نیشابور آمدند از ما خواستند که در جلب مشارکت اجتماعی و فرهنگ سازی روستائیان با ایشان کمک کنیم. ما قبول کردیم و انرژی و کارهای بسیاری را در این ۳ سال انجام دادیم، ما تشکل آب برای نیشابور را هم شکل دادیم و مقدمات زیادی را فراهم کردیم .

اردیبهشت ۹۴،همایش آب را در نیشابور تشکیل دادیم .آقای مهندس میدانی و آقای مهندس کشاورز و آقای حاج رسولی ها آمدند و مسئولین استانی و کشوری آمدند و تفاهم نامه ای برای همکاری مشترک امضا شد چندین جلسه انجام شد، قرار شد مسئولیت هایی واگذار شود و کارها انجام شود و همکاری کنیم ولی متأسفانه آنها پای بند به این تفاهم رسمی نشدند. دولت به قوانین مصوب در حوزه ی آب پایبند نیست. چون طرف آقایان یک قشر کشاورز زحمت کش کم اطلاع به قوانین و یا کم سواد  و یا دارای مشغله های زیاد  هستند که فرصت این کارها را ندارند ،  اینها از این بی اطلاعی ها سوء استفاده می کنند ،قوانین مصوب را اجرا نمی کنند و دستورالعمل مخالف آن قوانین مصوب صادر می کنند.

گروه خاصی در سیستم آب کشور هستند اگر قرار باشد در سطح ملی به نتیجه ای در حوزه ی آب و تولیدات محصولات کشاورزی ،ازجمله گندم که محصولی استراتژیک است برسیم ،باید اول مشکل تخطی گری های شرکت آب ایران، آب منطقه ای در استانها و امور آب در شهرستانها را حل کنیم. در مرحله بعد اگر برای مردم مصرف کننده ،اطلاعات شفاف گفته شود و عدالت رعایت شود و توصیه ها و پارتی بازی ها جمع شود ما می توانیم آب را در تمام کشور مدیریت کنیم. در همین ۳۰۰ دشت از۶۰۰ دشتی که وضعیت بحرانی دارد می توان مدیریت کرد و درست محصول تولید کرد.

بله بنا به گفته شما باید کشاورزان را در تصمیم گیری ها، برنامه ریزی ها و مشاوره ها دخالت داد و از نظراتشان استفاده کرد، کارهایی که از دست ما در بخش دولتی برنمی آید، اگر به بخش خصوصی دهیم به راحتی انجام می شود ، چون زیان کمبود آب هم را خیلی بهتر متوجه می شوند وهم می توانند یکدیگر را قانع کنند .مدیریت، اجرا، کنترل و مصرف آب کشاورزی را باید به بخش خصوصی ( کشاورز) داد و دولت نظارت در چارچوب قوانین داشته باشد.

دولت به جای مدیریت مصرف و تقاضا فقط به مدیریت عرضه می پردازد ، می گویند آب از خلیج فارس، کشورهای یگر، تاجیکستان بیاوریم . ما آب در دستمان است، رهایش کره ایم ، نابودش می کنیم حالا برویم از جایی دیگر بیاوریم. در داخل کشور خودمان جنگ آب داریم مگر می شود آب از این استان به آن استان برد؟ حال کشور دیگر به ما آب می دهد؟ بر فرض به چه قیمتی؟

چرا با توجه به بحرانی بودن منابع آب زیرزمینی، از اعتبارات آب کشور، ۳٪ آن در حوزه های آب زیر زمینی هزینه شد و۹۷٪ آن در حوزه ی آب های سطحی و سدسازی مصرف شد. چرا تمام تلاش آنها در مسیر  سد سازی مصرف شده که آب هم ندارد.

مسأله اصلی آب و کشاورزی از ده های قبل شروع شده ، بعد از آن كه وزارت آب و برق و نيرو درست شد و مديرت را از مردم گرفته و دولتي كردند. بعد از چهار دهه از 630 دشت كشور، 300 دشت بحراني و فوق بحراني داريم. همين شهرستان نيشابور در تاريخ آمده كه سه هزار قنات رو به قبله داشت و در سنوات آخر نيز 950 رشته قنات داشتيم اما امروز 80 درصد قنوات ما كه سرمايه‌هاي ملي بودند را از دست داديم و مابقی هم اوضاع خوبی ندارند.

 

اين سرنوشت آب كشور است و اين نشان از ناكارآمدي مديريت دولتي، و حتی  به اعتراف معاون وزير نيرو است. در سال 65 دشت نيشابور را ممنوع اعلام كردند؛ يعني تحت هيچ شرايطي نبايد چاهي در آن حفر شود، ولي متاسفانه بعد از سال 65 تا 93 بيش از 700 حلقه چاه با پروانه و مجاز حفر شد و تحت هر شرايط و هر كسي متولي آب اين اجازه را داد كه در دشت ممنوع چاه حفر شود.

 

در نيشابور شكافي به طول 37 كيلومتر و در جاي ديگر 17 كيلومتر داريم؛ دشت نيشابور از سال 90 تا 93، سي سانتي متر نشست كرده؛ يعني هفت هزار و 500 كيلومتر مساحت در برخي نقاطش تا 120 سانتي‌متر نشست كرده است و بر اساس نظر اساتيد زمين‌شناسي اين فوق فاجعه است و حالا هم مديريت دولتي بر ناكارآمدي و اشتباهاتش اصرار دارد و مرتب يا كشاورز يا مردم و مصارف خانگي را محكوم مي‌دانند.  نيشابور در حال نابودي است؛ اگر به حيات و فرزندان خود علاقه داريم نبايد دست روي دست بگذاريم و بايد محكم گام برداريم و از متوليان امر .بخواهيم و مطالبه كنيم چرا كه آب از انرژي هسته‌اي مهم‌تر است.

 

بررسی حکمروایی آب و تولید غذا

ما در این مطالعه از موضع ملی به بحث نگاه می کنیم. می خواهیم بدانیم چگونه می توان برای جمعیت 1404 ، با حداقل آب ممکن گندم کافی تولید کنیم به طوری که منابع آب صرفه جویی شده ذخیره شوند. یعنی  بهره وری در سه جنبه اقصادی ، فیزیکی ، زیست محیطی داشته باشیم در این حال چه باید بکنیم که : 1-تولید گندم برای کشاورز و کشور صرفه اقتصادی داشته باشد ،  2- منابع آب کمتری مصرف شده باشد ، 3- آب صرفه جویی شده ذخیره شود.

بنابراین  عملکرد وزارت جهادکشاورزی در سیاستهای تولید گندم و ارتقای کارایی مصرف آب گندم مهم و بر موضوع مؤثر است که انتظار می رود بنا به اسناد بالادستی تا 1404 در پی خودکفایی در تولید گندم باشند.

عملکرد وزارت نیرو در سیاستهای تأمین و حفظ منابع آب مهم و بر موضوع مؤثر است که از جهتی انتظار می رود بنا به اسناد بالادستی تا 1404 در پی تأمین و حفظ منابع آب کشور باشند.

عملکرد کشاورزان هم بنا به اقتضای شغل خود که بنا به نوع کشت و نحوه کشت در پی مصرف آب برای تولید کشاورزی هستند برموضوع مؤثرند و اگر تولید گندم برای ایشان سود کند گندم می کارند و اگر سود نکند در پی کشت دیگر هستند. 

عملکرد تشکلهای کشاورزی هم که باید تسهیل کننده و واسط بین کشاورز و دولت باشند و در این عرصه باید ایفای نقش کنند، در این موضع دارای اهمیت است.

شما با توجه به سیاستهای جاری دستگاههای دولتی، و با توجه به عملکرد مورد انتظار از کشاورز و تشکل کشاورزی ، عملکرد این گروهها در این جهت چگونه ارزیابی می کنید؟

 

ادامه دارد....

 

 

توجه برای کسب اطلاعات بیشتر و مشارکت در بحث های مربوط به تامین آب جهت تولید گندم تا سال 1404 می توانید توسط پیوند زیر به گروه انسان-آب-غذا ملحق شوید 

https://telegram.me/joinchat/BzL2LD5msMHrZth5auaa-g

توجه : همکارانی که تمایل به مشارکت ساختار یافته با این مطالعه را دارند ، نسبت به تکمیل و ارسال پرسشنامه پیوست اقدام فرمایند . 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید