Mobile menu

مصاحبه با agri govern14- دکترای توسعه کشاورزی: پایداری تشکلهای کشاورزی به این است که برآمده از جامعه کشاورزی بوده ، پویایی آنها وابسته به تلاش آنها برای پویایی و رشد بیشتر بوده و البته نقش دولت به عنوان بستر ساز اصلی این جریان ، نقشی کلیدی است.

عظیمی:نکته ای که به کرات ازسوی اعضای تشکلهای کشاورزی بیان شده ،این بوده که دولت از تشکلها استفاده ابزاری کرده است.این موضوعی است که اگر جریان واقعی وجدی باشد ،پاشنه آشیل رشد وتکامل تشکلهای کشاورزی،بعنوان یک ظرفیت مؤثر رشد وپیشرفت خواهد شد.از نظرشما وضعیت موجود چگونه است وآن را آسیب شناسی می کنید؟ عوامل مؤثر برپویایی وتکامل تشکلها کدامند؟این روند به کجا خواهد انجامید؟ وضعیت مطلوب برای حضور این تشکلها درکنارهم ودرکنار دولت چگونه برای تأمین آب کشاورزی وتولید گندم چگونه است؟


agri govern14: حضرت امام (ره) و مشابه ایشان حضرت آیت الله خامنه ای  اعتقاد ویژه ای درباره حضور مردم در عرصه ها ی مختلف کشور داشته و دارند. موضع ایشان در حوزه اقتصاد این است مردم باید وارد صحنه شوند. هرجا مردم نمی توانستند کاری را انجام دهند،دولت وارد شود.نظام تولیدکشاورزی وروستایی بعد از اصلاحات اراضی دچار فروپاشی شد آنچه در محورتبادلات گوناگون اجتماعی روستایی ( اعم از معاملات اقتصادی،ازدواج،مراسم کاشت،داشت وبرداشت) قرار داشت تولید بود. لذا بعد از آن ضایعه بزرگ،نظام پهلوی برای جایگزینی مدیریت تولید کشاورزی روستایی ،سازمان تعاون روستایی را ایجاد کرد.آنچه شکل گرفت عملا باید می توانست جای نظام بهره برداری ارباب رعیتی قبل راگرفته و منابع آب وخاک را مدیریت می کرد ،به تنظیم بازار کالاها وخدمات ونیروی کار کشاورزی می پرداخت.از آنجا که این سازمان  ،ارتباطی با بدنه مردم نداشت وفرمایشی بود واصولا رژیم سابق اعتقادی به تولید داخل نداشت بطوریکه بسیاری از محصولات کشاورزی  ما مثل سبزیجات، گوشت و لبنیات وغیره ،وارد می شد عملاً تعاونی ها درسطح روستاها تنها عرضه کننده کالاهای شهری بودند. 

نهایت فعالیت سازمان تعاون روستایی جدا از برخی کارکردهای مثبت آن،جز فروشگاه هایی که محل فروش محصولات روستایی باشد،چیزی نبود که بتواند خلأ نظام بهره برداری تولید کشاورزی را جبران کند ،این وضعیت تا شروع انقلاب هم امتداد داشت.درکنار این نهادسازی،شرکتهای سهامی زراعی شکل گرفت که این شرکت هازمین های مردم را برای امر تولید بکار گرفتند و آنها راسهامدار شرکت های سهامی نمودند.ا ما مشکلی که پیش آمد این بود که دیگر زارع "مالک" زمین خود نبود..گرچه بابت آن سند وسهم آنها درکل زمین زراعی ،به آنها پول پرداخت می شد ،اما مشکل این بود که کشاورزدیگر اختیار نوع کاشت وبرداشت وفروش را نداشت لذاحرکت با موانع اجتماعی روبرو شد.

لذا با آغاز انقلاب اسلامی ،شرکتهای سهامی زراعی بیشتر ازقبل با مقاومت مردم مواجه شدند.حرکت دیگری هم که در اواخر پهلوی برای جبران خلأ سازمان تعاون روستایی شروع شد ،شکل گیری تعداد کمی از تعاونیهای تولیدی روستایی بود که این روند با آغاز انقلاب همراه شد.فعالیت این تعاونیهای تولیدی کماکان ادامه داشت . 

حدودسال ۷۴ ضرورت  سازماندهی تشکلهای تولیدی  به عنوان یک راهبرد درتوسعه کشاورزی مطرح شد لذا براین اساس مطالعاتی برای رونق وتوسعه تعاونیهای تولیدی درمعاونت نظامهای بهره برداری وزارت کشاورزی وقت توسط مرحوم آقای دکترعبداللهی وگروهی از محققین زیر نظر آقای مهندس طباطبایی معاون وقت وزیر کشاورزی صورت گرفت که نتیجه عمده مطالعات آنها سرمایه گذاری دولت به توسعه و گسترش تعاونیهای تولیدروستایی بود .هرچند دراین مطالعات شرکت های سهامی زراعی و تعاونی های مشاع هم ازنظر جامعه هدف مورد بررسی قرارگرفته بود ولی تعاونی های تولید روستایی به عنوان یک تشکل کار آمد مطرح شد.از آنجا که تعاونی های مذکور را دولت از نظر نیروی انسانی وبعضی منابع دیگر حمایت می کرد بارسنگینی راروی دوش دولت می گذاشت که عملاً بودجه وامکانات لازم هم برای توسعه این گونه تعاونی ها وجود نداشت.پس از ادغام وزارت کشاورزی ووزارت جهاد سازندگی  که به شکل گیری وزارت جهادکشاورزی منجر شد ، دولت خیلی تلاش کردکه تعاونیهای تولیدی روستایی روی پای خودبایستند، لذا تعاونی تولیدی روستایی را با تشکیلات وامکاناتش به مردم واگذار کردند وگفتند از این به بعدخود مردم با کادر اداری که درآن وجود دارند بیایند تعاونی ها را اداره کنند ،از این به بعد ضعف بنیه مالی واقتصادی روستاییان از یک سو،محدودیت سطح سواد،آگاهیها نسبت به قواعد اداری وتشکیلاتی ، ضعف مهارتهای مدیریتی وارتباطاتی از یک سو،عدم نقش مردم در انتخاب مسئولین تعاونیهای روستایی که قبل ازآن دولت،آنها را مدیر کرده بود واز این به بعد باید به کمک هم آن تشکیلات را اداره می کردند،از طرف دیگر تا الآن عادت کرده بودند به تعاون تولیدی روستایی بعنوان یک نهادی که به آن تکیه می کردند واز آن اقلام وخدماتی دریافت کنند،الآن تبدیل شده به نهادی که باید مردم خود آن تعاونی ها رابه لحاظ تولیدی هزینه ودرآمد مدیریت کنند،به فردی حقوق بدهند که منتخب خودشان نبود.ازاین به بعد مسائل قانونی واقتصادی واجتماعی تعاونیهای تولیدی به نوعی شروع شد ،بانکها به این تعاونیها به دلیل خلأقانونی وام نمی دهند،تاهمین الآن هم همینطور است ،ازجمله مشکلاتی که پیش آمد اینکه ،در رقابتهای محلی درانتخاب مدیران عامل،منجر به انتخاب افرادی می شد که بعضا شایستگی مدیریت تعاونی رانداشتند.بعضا برای سودآوری به دنبال فعالیتهای دور از هدف تولیدی خود رفته اند ،مانند اینکه در یک بازدیدی که از یک تعاونی تولیدی درشهریار داشتیم آنها بخشی ازفعالیت های خود را معطوف به کارهای واسطه گری نموده اند. زمینی را خریده بودند و آن زمین را به زمین ورزشی  تبدیل نموده بودند وسالن پذیرایی برای جشن ها و پذیرایی ها و کلاسهای آموزشی و غیره درست کرده بودند تا بااجاره دادن آن مکان ها بخش یاز درآمد خود راتامین نمایند. این روند تعاونی را ازهدف اصلی خود دور می کرد. یا عدم آگاهی لازم اعضا تعاونی به حقوق خود وقوانین تعاونیهاوعدم مشارکت جدی ونظارت آنها بر عملکرد تعاونیها منجر به آسیب های جدی برای عملکرد این تشکلها شد.

عظیمی: بنظر می رسد یک عامل پیش آمدن این آسیب رهاسازی موضوع از سوی دولت وعدم حمایت مدیریت شده برای پا گرفتن آن وعدم نظارت درست برعملکرد تعاونیهابوده باشد.وقتی عملاً آنها را از بدنه دولت تفکیک کردند  باید آنها را به شکلی همراهی می کردند.


agri govern14: نه اتفاقا نظارت هم بود ،ابعاد مسائل ومشکلات به گونه ای است که نمی تواند صرفا از ناحیه دولت تلقی شود. مشکل اصلی در یک موضوع کلیدی بوده و هست وآن ریشه نداشتن این تعاونیها براساس نیازها،اقتضائات ومطالبه مردمی وخودجوش نبودن این تعاونیهااز مردم بوده است.شمانظام مهندسی ساختمانی را درشهرها ،که اعضای  آن برای عضویت درآن سبقت می گیرند،بانظام مهندسی کشاورزی مقایسه کنید ،میتوانید تفاوتها را بوضوح ببینید. از آنجا که تعاونیهای تولیدی روستایی بصورت طبیعی در بخش کشاورزی پانگرفته است،حتی می بینیم دولت سازمانهایی چون شرکت خدمات حمایت کشاورزی ویاشرکتهای اقتصادی دیگری مثل "جاهد" وابسته به جهادنصر راتجهیز می کند که خلأ های بازار نهاده ها ومحصولات کشاورزی را پر کنند.

آقای جرمی سویت (از کارشناسان توسعه روستایی که حدودسال1383 به ایران سفر کرده بود) به نکته ی ظریفی درجلب مشارکت مردم اشاره کرده است: "اگر آیین نامه ها وقواعداداری یک تشکل ومعاملات مربوط به آن براساس قواعد روزمره وهمه فهم مردم روستایی شکل بگیرد خیلی متفاوت باتشکلی خواهد بود که برآمده از قواعد بیگانه ازروابط واقتضائات وقواعد روستاییان به وجود آمده باشد. دراینکه مشارکت خیلی مهم است شکی نیست ،ولی چگونگی سازماندهی وشکل گیری مشارکت خیلی مهم است.

عظیمی: آنچه الآن مورد نیاز است تشکلی است که هم برآمده از اقتضائات مردمی باشد وهم امکان تعامل با سطوح دولتی و جامعه باشد.اشاره جنابعالی این فرضیه را تقویت می کند که بخشهای اقتصادی درداخل وزارت جهاد سازندگی و یا کشاورزی و یا مجموعه دولتی عزمی برای در اختیار دادن وفضادادن به تعاونیهای تولیدی نداشته اند درست است؟


agri govern14: این طور نیست که بخش دولتی نخواسته باشد کاری انجام دهد من خودشاهد بودم که همکاران ما چقدر برای شکل گیری ورشد این تعاونیها تلاش کردند. موضوع این است که  وقتی ما شاهد رشد و بالندگی این تشکلها خواهیم بود که فرآیند شکل گیری وبالندگی آنها به صورت طبیعی ازجامعه روستایی وکشاورزی آغاز شده باشد. مانند قلمه زدن یک نهال بر روی یک درخت است که اگر قلمه مناسب بخوبی روی بدنه درخت قرار بگیرد ،به ثمر خواهد نشست.

عظیمی: اینکه "اگر" قلمه درخت بخوبی زده شود،کلمه « اگر»به چه چیزهایی اشاره می کند؟وقتی قلمه رابزنیم امامراقبت لازم ازجمله دما،نور،آب ومحافظت ازآفت لازم راانجام ندهیم چه میشود؟


agri govern14: دراین موضوع هم کشاورزان وهمدولت بایدپویاباشند. یکی ازپیش شرط های اصلی "آگاهی" و "خواست مردم" برای شرکت درعرصه تولیدورقابت ازیکسووپیش شرط اصلی دیگرباورسیاستگذاران وکارشناسان حاکمیتی اعم ازدولت،مجلس وقوه قضاییه است که بایدزمینه مناسب رابرای همکاری دستگاه های اجرایی ومدیران آنهابرای رشدبخش خصوصی فراهم نمایند. ازسوی دیگرلازم است فضای کسب وکاربگونه ای باشدکه بخش خصوصی رقیب بخشدولتی تلقی نشودوبرای آن مانع تراشی نکند.

عظیمی: بنظر می رسد مجموعه دولتی باید خیلی زودتر از این به این مشکل پی می برده واقدام می کرده است.مجموعه دولتی برای نظارت برموضوعوحل این چالش چکار کرده اند؟هنوز این ابهامها برای من رفع نشده است که چرا دولت در بخش نظارت برتشکلها دیرمتوجه این اشکال شده است ومهمتر از آن اینکه بعد هم که فهمیدهچرا رفتار دولت حتی درسازمانهای ستادی و استانی وزارت جهادکشاورزی برای فعالیت تعاونی ها و تشکلها یا آسیب زابوده و یا همراهی آن بیشتر ضعیف بوده است؟ به طور مثال درباره شرکت خدمات حمایتی،چراوزارت جهادکشاورزی زمینه واگذاری تأمین نهاده های تولید و یا خرید ، واردات و صادرات محصولات را به  تعاونی ها کاملاً باز نکرده و نمی کند؟


agri govern14: البته باور به اینکه باید حضور مردم درعرصه اقتصاد فراخ گردد ،درمیان سیاست گذاران دولتی ضعیف است.

عظیمی: بنده موارد متعددی را درمصاحبه بانمایندگان تشکلها مشاهده کرده ام کهحکایت از ضعف حمایت و یا ضعف شدید پذیرش تشکلها حتی در سازمانهای وابسته به وزارت جهادکشاورزی در سطح استان وشهرستان است. به این امر اشاره میکنند که حکایت از ضعف باور به مشارکت گیری تشکلها در بدنه خود دستگاه دولتی کشاورزی است.

ازطرفی وزارت جهاد کشاورزی با این چالش مواجه است که ارتباط سازمان یافته وکارایی با عرصه تولید کشاورزی ندارد وتوان کافی برای مدیریت عرصه بزرگ کشاورزی کشور را ندارد که بتواند بار مدیریت نظام بهره برداری تولید کشاورزی کشور را بر دارد لذا تلاش دارد تا از ظرفیت بخش خصوصی بهره ببرد اما از طرفی لایه هایی از بدنه مدیران وکارشناسان راهرا برای حضور کشاورزان ونمایندگان کشاورزی در عرصه تصمیم سازی باز نمی گذارند.ضرب المثلی است که بادست می کشند ولی با پا پس می زنند.من به فرضیه ای رسیدم وآن اینکه برخی از مدیران دولتی احساس می کنند  اگر این تشکلها پا بگیرند،جای مدیران دولتی را درستاد واجرای سازمان جهاد کشاورزی را می گیرند.

به طور نمونه در بنیاد توانمند سازی گندمکاران ایران به عنوان یک تشکل تخصصی از طرفی اختیارات لازم را برای تصدی گری فعالیتهای تولید گندم و استقلال لازم در برنامه ریزی و برگزاری جلسات را ندارند و از طرفی در برنامه ها و گزارشات رسمی از این حرکت به عنوان مشارکت دادن بخش خصوصی نام برده می شود. به طور نمونه :

http://fa.msfs.ir/index.php/2015-10-10-10-04-44/2015-10-10-10-05-40/430-2016-07-09-07-33-01

یا صنف کشاورزی را در استانها در عرصه تصمیم گیری مشارکت نمی دهند ، مانند:

http://fa.msfs.ir/index.php/2015-10-10-10-04-44/2015-10-10-10-05-40/443-2016-09-17-14-46-16

http://fa.msfs.ir/index.php/2015-10-10-10-04-44/2015-10-10-10-05-40/201-2015-12-03-13-01-34

http://fa.msfs.ir/index.php/2015-10-10-10-04-44/2015-10-10-10-05-40/217-2015-12-11-12-38-56


agri govern14:  این به دلایل فضای حاکم بر سیاست گذاری و برنامه ریزی  کلان کشور است. که فضارا برای فضای کسب وکار بخش خصوصی باز نمی کند ویا آن را با موانع متعدد مواجه می کند .

عظیمی: عرض بنده به این است که حتی داخل وزارت جهاد کشاورزی هم برخی سیاست گذاران ومجریان سازمانهای ستادی و استانی هم برخلاف رویه و اقتضای رشد و بالندگی بخش خصوصی عمل می کنند.


agri govern14: بله این هم متأثرازفضای حاکم بر رفتارسیاستگذاران حاکمیتی نسبت به کسب وکار ناشی می شود ،اگربخواهیم اقتصادی پویا ومشارکت محور داشته باشیم باید به سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری وتأکیدات ایشان در اصل۴۴قانون اساسی ،قانون بهره وری بخش کشاورزی وسیاستهای اقتصاد مقاومتی رجوع کرده وعملا به آنها باور داشته وعمل کنیم والبتهمخالفتهایی در بدنه تصمیم گیری و اجرایی دولت هم با این قوانین وجود دارد .اما واقعیت دیگری هم با هست که جدا از برخی افراد ونمایندگان فعال تشکلها، بخشی از تشکلها فعال وپویا نیستند وبعضا آگاهی کافی ندارند،آموز ش لازم درباره آیین نامه هاوقانون تشکل را ندارند. برخی از افراد آن فکر منافع فردی و منطقه ای خاص (برخلاف منافع عمومی کشاورزی و تشکل) هستند و می خواهند از دولت و جریان همراهی با دولت ارتزاق کنند و نمی خواهند واقعاً برای اهداف تشکل تلاش کنند. 

عظیمی: فرضیه دیگری هم هست وآن اینکه چون بودجه دولت وابسته به نفت است وبه طورجدیاحساس وابستگی به عرصه تولید روستایی وکشاورزی ندارد، خودرا بصورت جدی ملزم به سازماندهی نظام تولید کشاورزی نمی داند،نظرشما چیست؟


agri govern14:  این هست،ولی همه بحث نیست ما سه مشکل اساسی داریم که یکی را اشاره کردید ، که البته از این به بعد می بینید که با افت قیمت نفت، بخش کشاورزی ارزش خود را بیشتر پیدامی کند.دلایل دوم تمرکز گرایی موجود در نظام برنامه ریزی و اجرایی است. دلیل سوم بخشی نگری وواگراییموجود میان اجزای تصمیم گیری و اجرایی دولتی است که اجازه نمی دهد سازماندهی وهم افزایی لازم وجود داشته باشد.

عظیمی:موضوع بخشی نگری وواگرایی را که اشاره کردید بنده براساس یکی از فرضیه های پژوهش تحت این عنوان مطرح کرده ام که سیاستگذاری یکپارچه ذینفعان محیط نزدیک در تأمین آب کشاورزی جهت تولید،مهمترین عامل جهت برون رفت ازچالش بحران آب کشور است.به نظر می رسد اگراجزایتخصصی ،اداری واجرایی وزارت جهاد کشاورزی در سطح ملی واستانی درکنارتشکلهای بخشکشاورزی وکشاورزان به وحدت نسبی در سیاست گذاری واقدام یکپارچه برسند،می توانند به ارتقای بهره وری آب کشاورزی برسند. ضمن اینکه اگر تشکلها در جهت تسهیل ارتباط واطلاع رسانی وهماهنگی سیاستهای دولت با عرصه تولید حرکت کنند می توانند به عنوان محرکه اصلی برای تحرک بخش دولتی عمل کنند و امید می رود بخش دولتی هم برای همراهی بهتر با بخش خصوصی حرکت نماید. 


agri govern14: درفرانسه تشکلهای کشاورزی،یکی از ارکان تصمیم گیری درسیاست گذاری بخش کشاورزی آن کشور هستند اما در این جا اینطور نیست. بله،همانطور که اشاره کردید مهمترین نقش این تشکلها می تواند تسهیل ارتباط واطلاع رسانی وهماهنگی سیاستهای دولت وعرصه تولید باشد.

عظیمی: شما چه نمره ای به یکپارچگی وانسجام کنونی وزارت جهادکشاورزی وتشکلهای کشاورزی برای ارتقای بهره وری تولید می دهید؟ وضعیت ،نقش وسهم دولت دراین انسجام بخشی وتقویت بیشتراست یا وضعیت ونقش تشکلها؟


agri govern14: وضعیت کنونی وضعیت مناسبی نیست البته تا حدی قابل قبول است از نمره  5 می توان نمره 3 تا 4 را داد.وظیفه وسهم دولت درایجاد یکپارچگی بیشتراست.بعد از انقلاب از سال ۵۷تا ۸۴طول کشیده تابیمه روستاییان عملیاتی شده است.این درحالی بوده که درقانون اساسی هم ،این موضوع مهم تأکید شده بود ،چرا این مدت طول کشیده است؟ برای این بوده که دراین مدت ظرفیتهای اجتماعی اقتصادی وپویایی ومطالبه گری کشاورزان شکل نگرفته بود تا اینکه درسال ۸۰یکی از کشاورزان در جلسه ملاقات با ریئس جمهور وقت ،این تقاضا را مطرح کرد ، پس از آن جمعی ازهمکاران دردفتر تشکلهای بخش کشاورزی وزارت جهادکشاورزی (مهندس کلاته رحمانی ودکترمسلمی) به دنبال تحقق این مطالبه به حق روستاییان افتادندو این امر درسال1384 محقق شد.

عظیمی:البته اگر در داخل بدنه دولت هم پیگیری جدی وجودمی داشت می توان انتظار داشت که بیمه روستاییان زودتر در دولت سامان می افت. مانند حذف یارانه سوخت و یا هدفمندی یارانه ها و ... که قانون آن از قبل وجد داشته اما تا اجرایی شدن آن زمان زیاد و غیرقابل توجیهی برده است. موضوع واگذاری تصدی های دولتی به بخش مردمی کشاورزی هم همینطور است. 

البته برخی این تصور را دارند که مجموعه دولت یک پیکره واحد بوده که از صدر تا ذیل به یک گونه رفتار می کنند و توجه ندارند که در این مجموعه افراد در سطوح گوناگون به قوانین و سیاستها ملزم بوده و بخی هم می خواسته و یا می خواهند وضعیت تغییر کند اما در اقلیت باشند و یا اشکالات سیستمی و ساختاری مانع تحقق خواسته های درست شوند. ممکن است وزیر دولت سیاست درستی را اعلام کند اما مجموعه های وابسته به آن درسطح ستاد واستان به گونه دیگری به آن سیاست بپردازند. این رویه حاصل عدم یکپارچگی در سیاست گذاری و اقدام است.

 

 

توجه : هرگونه نسخه برداری و تکثیر محتوای گزارشات و مصاحبه های درج شده در پایگاه msfs.ir باید با اجازه کتبی مولف و یا مدیر پایگاه باشد .

توجه : مشارکت شما در نقد و ارزیابی دیدگاه های مطرح شده در مصاحبه ها و گزارش ها به غنای نتایج پژوهش خواهد افزود . 

 

 

توجه : برای کسب اطلاعات بیشتر و مشارکت در بحث های مربوط به تامین آب جهت تولید گندم تا سال 1404 می توانید توسط پیوند زیر به گروه انسان-آب-غذا ملحق شوید 

 

https://telegram.me/joinchat/BzL2LD5msMHrZth5auaa-g

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید